سوییچ به حالت مطالعه
مامان سام و یاس- طبیعت

مامان سام و یاس- طبیعت

  • ۱۳۹۴/۰۹/۱۶

تعطیلات هفتۀ پیش، با جمعی از دوستان رفتیم پیک‌نیک. بعد از مدت‌ها دور از خانه‌های تنگ و کوچک‌مان همراه خانواده‌ها در طبیعت بودیم و حسابی داشت خوش می‌گذشت. قرار شد هرکسی از خانه غذا بیاورد و من عدس‌پلو درست کردم با کشمش و خرما چون خیلی مقوی است، پختنش برایم از همۀ غذاها آسان‌تر است و البته بچه‌ها خیلی دوستش دارند. چیزی که خیلی اذیتم می‌کرد زباله‌هایی بود که در طبیعت رها شده بودند. یکی از دوستان جمع خودمان هم مدام پوست تخمه و آجیل را پرت می‌کرد کنار رودخانه. به نشانۀ اعتراض، یک کیسه زباله گرفتم دستم و شروع کردم به جمع کردن زباله‌ها ولی دوست عزیزمان با جدیت تمام به تولید و پخش زباله ادامه می‌داد. با لحن تندی بهش اعتراض کردم که دارد طبیعت را آلوده می‌کند ولی دوست عزیز گفت پوست تخمه جذب می‌شود! بابای بچه‌ها هم هی زیر لب می‌گفت زشت است ما با این آدم‌ها رودربایستی داریم.
واقعاً زشت است؟ لحن تند تذکر من زشت است یا نابودی طبیعت؟ می‌دانید تا این زباله‌ها بخواهند به قول این دوست جذب بشوند چقدر طول می‌کشد؟ واقعاً نباید هیچی می‌گفتم؟

ثبت نظر

نظرات

لطفا دیدگاه خود را برای ما بنویسید.

فرم نظرات
کد امنیتی
large desktop desktop tablet phone © Badkoobeh